انصاریان
به یقین این منم پروردگار تو، پس کفش خود را از پایت بیفکن؛ زیرا تو در وادی مقدس طوی هستی.
آیتی
من پروردگار تو هستم. پاىافزارت را بيرون كن كه اينك در وادى مقدس طوى هستى.
بهرامپور
همانا من پروردگار تو هستم. پس هر دو كفش خود را درآور كه [اينك] تو در وادى مقدس «طوى» هستى
فولادوند
اين منم پروردگار تو، پاىپوش خويش بيرون آور كه تو در وادى مقدس «طُوى» هستى.
الهی قمشهای
منم پروردگار تو، نعلین (همه علایق غیر مرا) از خود به دور کن که اکنون در وادی مقدس طوی (و مقام قرب ما) قدم نهادهای.
خرمشاهی
همانا من پروردگار تو هستم كفشهايت را [به احترام] از پا بيرون كن و بدان كه تو در وادى مقدس طوى هستى
معزی
همانا منم پروردگار تو پس درآور کفشهای خویش را که توئی بر درّه مقدّس طُوی
مجتبوی
همانا منم پروردگار تو، پايپوش خويش بيرون كن، كه تو در وادى مقدس طوى هستى.
صادقی
«بیگمان منم، من، پروردگارت، پس دو پایپوشت را برکن، که در حقیقت تو پیچیده در پوشش وادی مقدسی.»
شاکر (انگلیسی)
Surely I am your Lord, therefore put off your shoes; surely you are in the sacred valley, Tuwa,