انصاریان
چیزی را به جای خدا می پرستند که نه زیانی به آنان می رساند و نه سودی به آنان می دهد؛ این است همان گمراهی بسیار دور.
آیتی
سواى خدا كسى را مىخواند كه نه زيانى به او مىرساند و نه سودى، و اين گمراهيى است بىانتها.
بهرامپور
به جاى خدا چيزى را مىخواند كه نه زيانى به او مىرساند و نه سودش مىدهد. گمراهى دور همين است
فولادوند
به جاى خدا چيزى را مىخواند كه نه زيانى به او مىرساند و نه سودش مىدهد. اين است همان گمراهى دور و دراز.
الهی قمشهای
(این کافر نگونبخت) خدا را رها کرده و چیزی را میخواند (و میپرستد) که هیچ نفع و ضرری به حال او ندارد، و این حقا همان گمراهی دور (از هر سعادت) است.
خرمشاهی
به جاى خداوند چيزى به دعا خواند كه نه زيانى به او مىرساند و نه سودى، اين همان گمراهى دور و دراز است
معزی
میخواند جز خدا آنچه را نه زیانش رساند و نه سودش دهد این است آن گمراهی دور
مجتبوی
جز خدا چيزى را مىخواند كه نه زيانش رساند و نه سودش دهد، اين است آن گمراهى دور.
صادقی
از غیر خدا همی خواند و میخواهد چیزی را که نه زیانش رساند و نه سودش دهد. این است همان گمراهی دور و دراز.
شاکر (انگلیسی)
He calls besides Allah upon that which does not harm him and that which does not profit him, that is the great straying.