انصاریان
[و به آنان می گویند:] این همان آتشی است که همواره آن را تکذیب می کردید.
آیتی
اين است آن آتشى كه دروغش مىانگاشتيد.
بهرامپور
[گفته شود:] اين همان آتشى است كه دروغش مىپنداشتيد. مشغله بيهوده. يلعبون (لعب): بازى مىكنند، سرگرم مىشوند. يدعّون (دعّ): با خشونت انداخته مىشوند، با قهر كشانده مىشوند. كنتم تكذّبون: تكذيب مىكرديد
فولادوند
[و به آنان گويند:] «اين همان آتشى است كه دروغش مىپنداشتيد.
الهی قمشهای
این همان آتشی است که تکذیب آن میکردید.
خرمشاهی
[و گويند] اين همان آتشى است كه آن را دروغ مىانگاشتيد
معزی
این است آن آتش که بودید بدان تکذیب میکردید
مجتبوی
اين است آن آتشى كه دروغش مىپنداشتيد.
صادقی
(و به آنان گویند:) «این همان آتشی است که به آن (همان را) تکذیب میکردید.»
شاکر (انگلیسی)
This is the fire which you used to give the lie to.