انصاریان
همه آنان [به صورت متحد و یک پارچه] با شما نمی جنگند مگر در آبادی هایی که دارای حصار و قلعه و دژ هستند، یا از پشت دیوارها، دلاوری آنان میان خودشان شدید است [ولی از رویارویی با شما می ترسند]، آنان را متحد و هم دست می پنداری در حالی که دل هایشان پراکنده است؛ زیرا آنان گروهی هستند که تعقّل نمی کنند.
آیتی
آنان همگى با شما جنگ نپيوندند مگر در قريههايى كه بارويشان باشد، يا از پس ديوار. آنها سخت با يكديگر دشمنند. تو يكدل مىپنداريشان و حال آنكه دلهاشان از هم جداست، كه مردمى بىخردند.
بهرامپور
آنها با شما به صورت گروهى [و در يك صف متحد] نمىجنگند مگر در قريههاى قلعهدار يا از پس ديوارها. زورمندى ايشان در ميان خودشان سخت است [اما در مقابل شما ضعيفند]. آنها را متحد مىپندارى ولى دلهايشان پراكنده است. اين بدان سبب است كه آنان مردمى هستند ك
فولادوند
[آنان، به صورت] دسته جمعى، جز در قريههايى كه داراى استحكاماتند، يا از پشت ديوارها، با شما نخواهند جنگيد. جنگشان ميان خودشان سخت است. آنان را متحد مىپندارى و[لى] دلهايشان پراكنده است، زيرا آنان مردمانىاند كه نمىانديشند.
الهی قمشهای
(یهودان از ترس) بر جنگ با شما جمع نمیشوند مگر در قریههای محکم حصار یا از پس دیوار (دشمنی مکر و حیله و جاسوسی)، کارزار بین خودشان سخت است، شما آنها را جمع و متّفق میپندارید در صورتی که دلهاشان سخت متفرق است، زیرا آن قوم دارای فهم و عقل نیستند.
خرمشاهی
هرگز همگى با شما كارزار نكنند مگر در ميان برزنهاى محصور، يا از پشت ديوارها، ستيز و صلابت آنان در ميان خودشان سخت است، آنان را همدست مىانگارى، حال آنكه دلهايشان پراكنده است، اين از آن است كه قومى نابخردند
معزی
پیکار نکنند با شما همگی جز در شهرهای بارودار یا از پشت دیوارها ترس ایشان میان ایشان است سخت پنداریشان پیوسته و دلهاشان پراکنده است این بدان است که ایشانند گروهی نابخردان
مجتبوی
همه آنها- منافقان و جهودان- با شما كارزار نمىكنند مگر در آباديهاى استوارشده- به خندق و برج و بارو- يا از پس ديوارها- به سنگ و تير-. زورمندى آنها در ميان خودشان سخت است- ولى در برابر مسلمانان سست است و ياراى رويارويى دارند-. آنان را با هم و به هم ساخته مىپندارى ولى دلهاشان پراكنده است. اين بدان سبب است كه مردمى بيخردند.
صادقی
آنان، دستهجمعی - جز در قریههایی که دارای استحکاماتی است، یا از پشت دیوارها- با شما کشتار نمیکنند. گرفتاریشان میان خودهاشان سخت است. آنان را متّحد میپنداری حال آنکه دلهایشان پراکنده است، زیرا آنان گروهیاند که درنمییابند (و نمیفهمند).
شاکر (انگلیسی)
They will not fight against you in a body save in fortified towns or from behind walls; their fighting between them is severe, you may think them as one body, and their hearts are disunited; that is because they are a people who have no sense.