انصاریان
و اینان [که تو را انکار می کنند] جز یک فریاد مرگبار را که هیچ تأخیری در آن نیست، انتظار نمی کشند،
آیتی
اينان نيز جز بانگى سهمناك انتظارى ندارند، چنان كه آدمى را ديگر بازگشت نباشد.
بهرامپور
و اينان نيز جز يك صيحه را انتظار نمىكشند كه هيچ مهلت [و بازگشتى] براى آن نيست
فولادوند
و اينان جز يك فرياد را انتظار نمىبَرند كه هيچ [مجال] سر خاراندنى در آن نيست.
الهی قمشهای
و این مردم جز یک صیحه (آسمانی که بر هلاکشان ندا کند) انتظاری ندارند و دیگر آن را باز گشتی نیست (دیگر ابدا به دنیا باز نمیگردند).
خرمشاهی
و اينان جز بانگ مرگبار يگانهاى را انتظار نمىكشند كه فروگذار نمىكند
معزی
و چشم به راه ندارند اینان جز یک خروش را که نیستش بریدنی (پایانی)
مجتبوی
و اينان جز يك بانگ [سهمگين عذاب] را، كه آن را هيچ بازگشتى نيست، انتظار ندارند.
صادقی
و اینان جز یک فریاد (مرگبار) را انتظار نمیبرند و نمینگرند (که) هیچ راحت و برگشتی ندارد.
شاکر (انگلیسی)
Nor do these await aught but a single cry, there being no delay in it.