انصاریان
و کسی که به پدر و مادرش گفت: اُف بر شما! [من از شما متنفر و دلتنگم]، آیا به من وعده می دهید که [پس از مرگ] زنده خواهم شد، در حالی که پیش از من اقوام بسیاری در گذشتند، [و هیچ کدام از آنان زنده نشدند]. و آن دو همواره [برای بازگشت فرزندشان] از خدا یاری می خواهند [و به فرزندشان می گویند:] وای بر تو ایمان بیاور، بی تردید وعده خدا [درباره سعادت و رستگاری مؤمنان در قیامت و شقاوت و بدبختی کافران] حق است. [ولی او در پاسخشان] می گوید: این [وعده ها] جز افسانه های گذشتگان نیست!!
آیتی
و آن كه به پدر و مادرش گفت: اف بر شما، آيا به من وعده مىدهيد كه از گورم برخيزانند و حال آنكه مردمى پيش از من بودهاند كه برنخاستهاند؟ و آن دو به درگاه خدا استغاثه مىكنند و گويند: واى بر تو ايمان بياور كه وعده خدا حق است. مىگويد: اينها چيزى جز همان افسانه پيشينيان نيست.
بهرامپور
و آن كه به پدر و مادر خود گفت: اف بر شما! آيا به من وعده مىدهيد كه [از قبر] بيرون آورده مىشوم و حال آن كه پيش از من نسلها گذشتند [و برنخاستند]، و آن دو به [درگاه] خدا زارى مىكنند كه: واى بر تو! ايمان بياور، وعدهى خدا حق است، و او پاسخ مىدهد: ا
فولادوند
و آن كس كه به پدر و مادر خود گويد: «اف بر شما، آيا به من وعده مىدهيد كه زنده خواهم شد و حال آنكه پيش از من نسلها سپرى [و نابود] شدند.» و آن دو به [درگاه] خدا زارى مىكنند: «واى بر تو، ايمان بياور. وعده [و تهديد] خدا حق است.» و[لى پسر] پاسخ مىدهد: «اينها جز افسانههاى گذشتگان نيست.»
الهی قمشهای
و (چقدر ناخلف است) فرزندی که پدر و مادر را گفت: افّ بر شما باد، آیا به من وعده میدهید که پس از مرگ مرا زنده کرده و از قبر بیرون میآرند در صورتی که پیش از من گروه و طوایف بسیاری رفتند (و یکی باز نیامد)؟ آن گاه پدر و مادر به خداست غاثه کنند (که پروردگارا، تو فرزند ما را هدایت کن و به او گویند) که وای بر تو، ایمان بیار، البته وعده خدا بر حق و حقیقت است، باز (آن نا اهل فرزند) گوید: این سخنان جز افسانه و اوهام پیشینیان نیست.
خرمشاهی
و كسى كه به پدر و مادرش مىگفت اف بر شما آيا به من وعده مىدهيد كه [از گور زنده] بيرون آورده شوم، حال آنكه نسلهاى [بسيارى] پيش از من بودهاند [و زنده نشدهاند]، و آن دو به درگاه خداوند استغاثه مىكنند [و به او مىگويند] واى بر تو، ايمان بياور بىگمان وعده الهى راست است، و [او] گويد اين جز افسانههاى پيشينيان نيست
معزی
و آن که گفت به پدر و مادر خویش وای بر شما (آوخ از شما) آیا وعده دهیدم (بیم دهیدم) که برون آورده شوم حالی که گذشتند قرنها پیش از من و آنان (پدر و مادر) به فریاد میخواندند خدا را که وای بر تو ایمان آر زیرا وعده خدا است حق پس گفت نیست این جز افسانههای پیشینیان
مجتبوی
و آن كه به پدر و مادرش [آنگاه كه او را به ايمان به آخرت مىخواندند] گفت: اف بر شما، آيا به من وعده مىدهيد كه [از گور] بيرون آورده شوم و حال آنكه پيش از من مردمان بسيار بگذشتهاند [و كسى باز نيامده است]؟! و آن دو از خدا فرياد مىخواستند [و به فرزند كافر خود مىگفتند:] واى بر تو، ايمان بيار، همانا وعده خدا- روز رستاخيز- راست است و او مىگفت: اين [وعده] جز افسانههاى پيشينيان نيست
صادقی
و آن کس که به پدر و مادر خود گفت: «اف بر شما! آیا به من وعده میدهید که (از گور) برون خواهم شد؟ و حال آنکه همواره پیش از من نسلها سپری (و نابود) شدهاند.» در حالی که آن دو خدا را به یاری همی طلبند (گویند): « وای بر تو! ایمان بیاور. بهراستی وعدهی (عذاب) خدا حق است.» پس پسر میگوید: «اینها جز افسانههای پراکندهی گذشتگان نخستین نیست.»
شاکر (انگلیسی)
And he who says to his parents: Fie on you! do you threaten me that I shall be brought forth when generations have already passed away before me? And they both call for Allah's aid: Woe to you! believe, surely the promise of Allah is true. But he says: This is nothing but stories of the ancients.