انصاریان
دیده [پیامبر آنچه را دید] بر غیر حقیقت و به خطا ندید و از مرز دیدن حقیقت هم درنگذشت.
آیتی
چشم خطا نكرد و از حد درنگذشت.
بهرامپور
چشم [پيامبر] خطا نرفت و از حد نگذشت [آنچه ديد واقعيت بود]
فولادوند
ديده [اش] منحرف نگشت و [از حدّ] در نگذشت.
الهی قمشهای
چشم (محمّد ص از حقایق آن عالم) آنچه را باید بنگرد بی هیچ کم و بیش مشاهده کرد.
خرمشاهی
ديده[اش] كژتابى و سرپيچى نكرد
معزی
نلغزید دیده و نه سرکشی کرد
مجتبوی
چشم [پيامبر] نه كژ ديد و نه از حد در گذشت- نه آنچه را حقيقت نداشت بديد-.
صادقی
دیده(اش) منحرف نگشت و از حدّ در نگذشت.
شاکر (انگلیسی)
The eye did not turn aside, nor did it exceed the limit.