سوره اعراف — آیه 176

ترجمه مکارم شیرازی • 206 آیه در این سوره
وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَٰكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ ۚ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ۚ ذَٰلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا ۚ فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿176﴾
و اگر می‌خواستیم، (مقام) او را با این آیات (و علوم و دانشها) بالا می‌بردیم؛ (اما اجبار، بر خلاف سنت ماست؛ پس او را به حال خود رها کردیم) و او به پستی گرایید، و از هوای نفس پیروی کرد! مثل او همچون سگ (هار) است که اگر به او حمله کنی، دهانش را باز، و زبانش را برون می‌آورد، و اگر او را به حال خود واگذاری، باز همین کار را می‌کند؛ (گویی چنان تشنه دنیاپرستی است که هرگز سیراب نمی‌شود! (این مثل گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند؛ این داستانها را (برای آنها) بازگو کن، شاید بیندیشند (و بیدار شوند)!
سوره 7 — آیه 176

📚 ترجمه‌های دیگر این آیه

انصاریان
و اگر می خواستیم [درجات و مقاماتش را] به وسیله آن آیات بالا می بردیم، ولی او به امور ناچیز مادی و لذت هایِ زودگذرِ دنیایی تمایل پیدا کرد واز هوای نفسش پیروی نمود؛ پس داستانش چون داستان سگ است [که] اگر به او هجوم بری، زبان از کام بیرون می آورد، واگر به حال خودش واگذاری [باز هم] زبان از کام بیرون می آورد. این داستان گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند؛ پس این داستان را [برای مردم] حکایت کن، شاید [نسبت به امور خویش] بیندیشند.
آیتی
اگر خواسته بوديم به سبب آن علم كه به او داده بوديم رفعتش مى‌بخشيديم، ولى او در زمين بماند و از پى هواى خويش رفت. مثَل او چون مثَل آن سگ است كه اگر به او حمله كنى زبان از دهان بيرون آرد و اگر رهايش كنى بازهم زبان از دهان بيرون آرد. مثَل آنان كه آيات را دروغ انگاشتند نيز چنين است. قصه را بگوى، شايد به انديشه فرو روند.
بهرام‌پور
و اگر مى‌خواستيم [مقام‌] وى را با اين آيات بالا مى‌برديم، ولى او به زمين دل بست و از هواى نفس خويش پيروى كرد. پس حكايت وى، حكايت سگ است كه اگر بر آن بتازى، زبان برآورد و اگر رهايش كنى باز هم زبان برآورد. اين حكايت قومى است كه آيات ما را تكذيب كردند
فولادوند
و اگر مى‌خواستيم، قدر او را به وسيله آن [آيات‌] بالا مى‌برديم، اما او به زمين [=دنيا] گراييد و از هواى نَفْس خود پيروى كرد. از اين رو داستانش چون داستان سگ است [كه‌] اگر بر آن حمله‌ور شوى زبان از كام برآورد، و اگر آن را رها كنى [باز هم‌] زبان از كام برآورد. اين، مَثَل آن گروهى است كه آيات ما را تكذيب كردند. پس اين داستان را [براى آنان‌] حكايت كن، شايد كه آنان بينديشند.
الهی قمشه‌ای
و اگر می‌خواستیم به آن آیات او را رفعت مقام می‌بخشیدیم، لیکن او به زمین (تن) فروماند و پیرو هوای نفس گردید، و در این صورت مثل و حکایت حال او به سگی ماند که اگر بر او حمله کنی و یا او را به حال خود واگذاری به عوعو زبان کشد. این است مثل مردمی که آیات ما را بعد از علم به آن تکذیب کردند. پس این حکایت بگو، باشد که به فکر آیند.
خرمشاهی
و اگر مى‌خواستيم قدر او را به خاطر آن [علمش به آيات‌] بلند مى‌داشتيم، ولى او به دنيا [و پستى‌] گراييد و از هواى نفس خويش پيروى كرد، آرى داستان او همچون داستان سگ است كه اگر بر او حمله آورى، زبان از دهان بيرون مى‌آورد و اگر هم او را [به حال خود] واگذارى باز زبان از دهان بيرون مى‌آورد، اين داستان دروغ‌انگاران آيات ماست، پس برايشان اين پند و داستان را بخوان باشد كه انديشه كنند
معزی
و اگر می‌خواستیم هر آینه بالا می‌بردیمش بدانها لیکن او بسوی زمین گرائید و پیروی کرد هوس خود را پس مثَل او مانند سگ است که اگر آهنگش کنی زبان از کام درآرد و اگر بگذاریش زبان از کام درآرد (فروهلد) این است مثَل گروهی که تکذیب نمودند آیتهای ما را پس بخوان داستانها را شاید اندیشه کنند
مجتبوی
و اگر مى‌خواستيم هر آينه او را بدانها- آن آيتها- [به جايگاهى بلند] بر مى‌داشتيم، و ليكن او به زمين- دنيا و مال و جاه آن- چسبيد و كام و خواهش دل خود را پيروى كرد. پس داستان او چون داستان سگ است، اگر بر او بتازى زبان از دهان بيرون آرد يا واگذاريش باز زبان از دهان آويخته دارد. اين است داستان گروهى كه آيات ما را دروغ انگاشتند پس اين سرگذشت را [بر آنان‌] بازگو، شايد بينديشند.
صادقی
و اگر بخواهیم (قدر) او را به وسیله‌ی آنها بالا می‌بریم‌؛ اما او به زمین (و زمینه‌ای) گرایید و از هوای نفس خود پیروی کرد. پس داستانش چون داستان سگ است (که) اگر بر آن حمله‌ور شوی به له‌له زبان از کام بر آرد و اگر رهایش کنی (باز هم) زبان از کام به له‌له بر آرد. این نمایه‌ی آن گروهی است که با آیات ما (همان‌ها و ما را) تکذیب کردند. پس این داستان‌ها را (برایشان) برخوان، شاید آنان بیندیشند.
شاکر (انگلیسی)
And if We had pleased, We would certainly have exalted him thereby; but he clung to the earth and followed his low desire, so his parable is as the parable of the dog; if you attack him he lolls out his tongue; and if you leave him alone he lolls out his tongue; this is the parable of the people who reject Our communications; therefore relate the narrative that they may reflect.
📖 دانش‌های مرتبط با این سوره
اگر شتر از درون سوزن رد شد! تکذیب کنند ایات قران،نیز بهشت رو می ببین!
کسانی که ایات قران رو دروغ میدان و در جهت عدم اجرا شدن ان در جامعه و بین مردم تل…
اگر اهل شهر،روستا به خدا ایمان می اورند و تقوا پیشه میکردن،همه چیز بهشون میدادیم!
گل سر سبد روی زمین،مومن است، مومن هرجا هست سرسبزی هست! چون پشتیبانش خداست!.در ای…
ریشه کسانی که ایات ما را تکذیب میکن رو قطع میکنیم!
در این ایه خداوند بار دیگر مستقیم در رابطه با سرنوشت دردناک کسانی که ایاتش را تک…
اینان خودشان پاک و بدون گناه میدانند!
قوم بدکاره و زشت عمل لوط، به همدیگر میگن لوط و طرفدارنشون رو از شهر بیرون کنیم! …
خدا هرگز دستور به کار زشت نمی دهد!
خداوند هرگز به کسی دستوری برای انجام کار زشت نمیدهد! معمولا انسان ها منحرف و جاه…
به من چه،خواستی انجام ندی!
روزی که گناهکاران به جون هم می افتن! اونی که برای دیگران تصمیم میگرفتن! میگفتن ن…
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِین

خوشحالیم که این آیه برایت راهگشا بود ✨
اگر دوست داری بگو چرا — شاید برای دیگران هم مفید باشد. (کاملاً اختیاری)

نظرت ثبت شد؛ ممنون که به اشتراک گذاشتی 🌙
💬 سخنان دیگران درباره این آیه