انصاریان
و سکرات و بیهوشی مرگ، حق را [که همه واقعیات جهان پس از مرگ است] می آورد [و به محتضر می گویند:] این همان چیزی است که از آن می گریختی؛
آیتی
به راستى كه بيهوشى مرگ فرامىرسد. اين است آنچه از آن مىگريختى.
بهرامپور
و [سر انجام] سكرات مرگ به حق بيايد [و به او گفته شود:] اين همان است كه از آن مىگريختى
فولادوند
و سكرات مرگ، به راستى در رسيد؛ اين همان است كه از آن مىگريختى؛
الهی قمشهای
و (به هوش آیید که) هنگام بیهوشی و سختی مرگ به حق و حقیقت فرا رسید، آری همان مرگی که از آن دوری میجستی.
خرمشاهی
و مستى مرگ، حقيقت را پديد آورد، اين همان است كه از آن كناره مىگرفتى
معزی
و آمد بیهشی مرگ به حقّ این است آنچه بودی از آن گریزان
مجتبوی
و بيهوشى مرگ براستى فرارسد، اين است آنچه از آن مىگريختى.
صادقی
و بیهوشی مرگ، بهراستی در رسید (و) این همان است که از آن گریزان بودهای.
شاکر (انگلیسی)
And the stupor of death will come in truth; that is what you were trying to escape.