انصاریان
اما کسی که پرونده اش را به دست راستش دهند، می گوید: [ای مردم!] پرونده مرا بگیرید و بخوانید.
آیتی
اما هر كس كه نامه اعمالش را به دست راستش دهند، مىگويد: نامه مرا بگيريد و بخوانيد.
بهرامپور
امّا كسى كه كارنامهاش به دست راستش داده شود، گويد: بياييد و نامه مرا بخوانيد
فولادوند
اما كسى كه كارنامهاش به دست راستش داده شود، گويد: «بياييد و كتابم را بخوانيد.
الهی قمشهای
اما کسی که نامه اعمال او را به دست راستش دهند (با کمال نشاط و شادمانی و سربلندی به اهل محشر) گوید: بیایید نامه مرا بخوانید.
خرمشاهی
سپس هر كس كه كارنامهاش به دست راستش داده شود، [شادمانه] گويد بياييد كارنامه مرا بخوانيد
معزی
اما آنکه داده شد کتابش را به راستش گوید اینک بیائید بخوانید نامه مرا
مجتبوی
پس آن كه كارنامه او به دست راستش داده شود [با خوشحالى] گويد: بياييد و كارنامه مرا بگيريد و بخوانيد- زيرا در آن عملى نيست كه از آشكار شدنش شرم داشته باشم-.
صادقی
پس اما کسی که کتاب (اعمال)ش به دست راستش داده شود، گوید: «هان! کتاب مرا بخوانید.»
شاکر (انگلیسی)
Then as for him who is given his book in his right hand, he will say: Lo! read my book: