انصاریان
[و نیز] به سفرهای [تجارتی] زمستانی و [سفرهای تجارتی] تابستانی پیوند و انس دهد [تا در آرامش و امنیت، امر معاششان را تأمین کنند.]
آیتی
ائتلافشان در سفر زمستانى و تابستانى.
بهرامپور
الفتشان به سفرهاى [تجارى] زمستانى و تابستانى [ادامه يابد]
فولادوند
الفتشان هنگام كوچ زمستان و تابستان، [خدا پيلداران را نابود كرد.]
الهی قمشهای
الفتی که در سفرهای زمستان و تابستان آنان ثابت و بر قرار بماند.
خرمشاهی
همبستگيشان در كوچ زمستانى و تابستانى
معزی
الفت ایشان به کوچیدن زمستان و تابستان
مجتبوی
الفت و پيوندشان در سفر زمستان و تابستان
صادقی
الفت دادنشان به هنگام کوچ زمستان و تابستان.
شاکر (انگلیسی)
Their protection during their trading caravans in the winter and the summer--