انصاریان
[این بزدلان منافق] می پندارند که گروه های دشمن نرفته اند و اگر بار دیگر گروه های دشمن بیایند، آنان دوست دارند که کاش در میان اعراب بادیه نشین بودند، و [همانجا] از خبرهای شما می پرسیدند، و اگر در میان شما بودند جز اندکی جنگ نمی کردند.
آیتی
مىپندارند كه سپاه احزاب نرفته است. و اگر آن لشكرها بازمىآمدند، آرزو مىكردند كه كاش در ميان اعراب باديهنشين مىبودند و همواره از اخبار شما مىپرسيدند. اگر هم در ميان شما مىبودند، جز اندكى قتال نمىكردند.
بهرامپور
مىپندارند كه احزاب [هنوز از اطراف مدينه] نرفتهاند و اگر احزاب بيايند، [از ترس آنها] دوست دارند كاش در ميان باديهنشينها بودند [و پنهان مىشدند] و از اخبار [جنگ] شما مىپرسيدند، و اگر در ميان شما هم بودند جز اندكى پيكار نمىكردند
فولادوند
اينان [چنين] مىپندارند كه دستههاى دشمن نرفتهاند، و اگر دستههاى دشمن بازآيند آرزو مىكنند: كاش ميان اعراب باديهنشين بودند و از اخبار [مربوط به] شما جويا مىشدند، و اگر در ميان شما بودند، جز اندكى جنگ نمىكردند.
الهی قمشهای
و آن منافقان گمان کنند که لشکرهای کافران هنوز از دور مدینه نرفته و شکست نخوردهاند و اگر آن دشمنان بار دیگر بر علیه السلام لشکر کشند باز منافقان آرزوشان این است که در میان اعراب بادیه (از جنگ آسوده و برکنار) باشند و از اخبار جنگی شما جویا شوند، و اگر هم در میان (سپاه) شما در آیند جز اندکی (آن هم به ریا و نفاق) به جنگ نپردازند.
خرمشاهی
اينان گمان مىبرند كه هنوز "گروه مشركان همدست" [از صحنه به در] نرفتهاند و اگر گروه مشركان همدست برگردند، خوش دارند كه كاش بيابانى و در ميان باديهنشينان باشند و از اخبار شما پرس و جو كنند، و اگر در ميان شما بودند، جز اندكى كارزار نمىكردند
معزی
پندارند احزاب را نرفتند و اگر بیایند احزاب دوست دارند کاش برون بودند در مردم دشتنشین و از دور اخبار شما را میپرسیدند و اگر میبودند در شما پیکار نمیکردند جز اندکی
مجتبوی
مىپندارند كه [هنوز] لشكرهاى احزاب نرفتهاند و اگر آن لشكرها بازآيند، دوست دارند كه در ميان اعراب باديهنشين مىرفتند و از خبرهاى شما مى پرسيدند و اگر هم در ميان شما باشند جز اندكى كارزار نكنند- پس سودى در ماندن آنها نيست-.
صادقی
اینان (چنان) میپندارند که حزبهای دشمن نرفتهاند و اگر (این) احزاب برگردند دوست دارند (که) کاش میان اعراب - بادیهنشینان- بودند. حال آنکه از اخبار مهم (مربوط به) شما جویا میشوند، و اگر در میان شما بودند، جز اندکی جنگ نمیکردند.
شاکر (انگلیسی)
They think the allies are not gone, and if the allies should come (again) they would fain be in the deserts with the desert Arabs asking for news about you, and if they were among you they would not fight save a little.