انصاریان
[ولی] میان آن دو حایلی است که به هم تجاوز نمی کنند [درنتیجه باهم مخلوط نمی شوند!]
آیتی
ميانشان حجابى است تا به هم در نشوند.
بهرامپور
[چرا كه] ميان آن دو حايلى است كه به همديگر تجاوز نمىكنند
فولادوند
ميان آن دو، حد فاصلى است كه به هم تجاوز نمىكنند.
الهی قمشهای
و میان آن دو دریا برزخ و فاصلهای است که تجاوز به حدود یکدیگر نمیکنند.
خرمشاهی
در ميان آنها برزخى است كه به همديگر تجاوز نكنند
معزی
که میان آنها است فاصله (دیواری) تا ستم نکنند
مجتبوی
ميان آن دو حائلى است تا از حد نگذرند- به هم نياميزند-.
صادقی
میان آن دو، فاصلهای است که به هم تجاوز نمیکنند.
شاکر (انگلیسی)
Between them is a barrier which they cannot pass.