انصاریان
و [همواره برای پذیرایی از آنان] نوجوانانی پیرامونشان می گردند که گویا مرواریدی نهفته در صدف هستند.
آیتی
غلامانشان چون مرواريد پنهان در صدف، به گردشان مىچرخند.
بهرامپور
و براى [خدمتشان] پسرانى خاص آنها چون مرواريد درون [صدف] بر گردشان مىچرخند
فولادوند
و براى [خدمت] آنان پسرانى است كه بر گردشان همىگردند، انگارى آنها مرواريدىاند كه [در صدف] نهفته است.
الهی قمشهای
و پسرانی مانند لؤلؤ مکنون گردشان (بر انجام خدمت) میگردند.
خرمشاهی
و بر گرداگرد آنان جوانان [خدمتكار]شان مىگردند كه گويى ايشان مرواريد نهفتهاند
معزی
و گردش کنند بر ایشان پسرانی گوئیا آنانند مرواریدی پوشیده
مجتبوی
و پسرانى كه آنان راست بر گردشان مىگردند- براى خدمت- كه [در صفا و لطافت] گويى مرواريدى پوشيده [در صدف] اند.
صادقی
و برای (خدمت) آنان پسرانی است که بر گردشان همیگردند، انگار بیگمان (آنان) مرواریدیاند که (در صدف) نهفته است.
شاکر (انگلیسی)
And round them shall go boys of theirs as if they were hidden pearls.