انصاریان
و به یکدیگر روی می کنند [و از احوالات گذشته] از هم می پرسند.
آیتی
پرسشكنان روى به يكديگر مىكنند؛
بهرامپور
و برخىشان رو به برخى ديگر كرده از هم بپرسند
فولادوند
و برخىشان رو به برخى كنند [و] از هم پرسند،
الهی قمشهای
و آنها با هم به صحبت رو کرده و از سرگذشت یکدیگر پرسش کنند.
خرمشاهی
و بعضى از آنان به بعضى ديگر به همپرسى روى آورند
معزی
و روی آورد برخی از ایشان به برخی پرسشکنان
مجتبوی
برخىشان پرسشكنان بر برخى روى فرا كنند
صادقی
و برخیشان رو به برخی کردند، حال آنکه از هم میپرسند.
شاکر (انگلیسی)
And some of them shall advance towards others questioning each other.