انصاریان
و حقّ خویشاوندان و حقّ تهیدست و از راه مانده را بپرداز، و هیچ گونه اسراف و ولخرجی مکن.
آیتی
حق خويشاوند و مسكين و در راهمانده را ادا كن و هيچ اسرافكارى مكن.
بهرامپور
و حق خويشاوند و تنگدست و به راه مانده را بده و ولخرجى و اسراف مكن
فولادوند
و حق خويشاوند را به او بده و مستمند و در راهمانده را [دستگيرى كن] و ولخرجى و اسراف مكن.
الهی قمشهای
و (ای رسول ما) تو خود حقوق خویشاوندان و ارحام خود را ادا کن و نیز فقیران و رهگذران بیچاره را به حق خودشان برسان و هرگز (در کارها) اسراف روا مدار.
خرمشاهی
و به خويشاوند حقش را ببخش، و نيز به بينوا و در راه مانده، و هيچگونه تبذيرى پيشه مكن
معزی
و بده به خویشاوند حقّش را و بینوا و درمانده راه و تبذیر مکن تبذیری (بیهوده و فزون از اندازه دادن)
مجتبوی
و حق خويشاوند و درويش بينوا و در راهمانده را بده و مال خود را بيهوده و به گزاف مريز و مپاش- تباه مكن-.
صادقی
و حقِ نزدیکترین خویشاوند را به او بده و (نیز حق) مستمند و وامانده در راهِ (حلال از تأمین معاش) را، و تبذیر مکن تبذیری (که مال - یا حالت - را پایمال کنی).
شاکر (انگلیسی)
And give to the near of kin his due and (to) the needy and the wayfarer, and do not squander wastefully.