انصاریان
پس به سوی خانواده اش بازگشت و گوساله ای فربه [و بریان شده] آورد.
آیتی
در نهان و شتابان نزد كسان خود رفت و گوساله فربهى آورد.
بهرامپور
پس آهسته به سوى خانوادهى خويش رفت و گوسالهاى فربه [و بريان] آورد
فولادوند
پس آهسته به سوى زنش رفت و گوسالهاى فربه [و بريان] آورد.
الهی قمشهای
آنگاه پنهانی نزد اهل بیت خود رفت و کباب گوساله فربهی نزد مهمانان باز آورد.
خرمشاهی
سپس به خانوادهاش روى كرد، آنگاه گوسالهاى فربه [و بريان] به ميان آورد
معزی
پس خزید بسوی خاندان خویش و بیاورد گوساله فربه
مجتبوی
پس پنهانى به نزد خانواده خود رفت و گوساله فربهى- بريان شده- بياورد.
صادقی
پس به گونهای پنهان به سوی اهلش روان شد و گوسالهای فربه (و بریان شده) بیاورد.
شاکر (انگلیسی)
Then he turned aside to his family secretly and brought a fat (roasted) calf,