انصاریان
سپس زمین را [به صورتی سودمند] از هم شکافتیم.
آیتی
و زمين را شكافتيم، شكافتنى.
بهرامپور
سپس زمين را از هم شكافتيم، شكافتنى
فولادوند
آنگاه زمين را با شكافتنى [لازم] شكافتيم؛
الهی قمشهای
آن گاه خاک زمین بشکافتیم.
خرمشاهی
سپس زمين را به نيكى برشكافتهايم
معزی
پس شکافتیم زمین را شکافتنی
مجتبوی
سپس زمين را [با سر برآوردن گياهان] بشكافتيم شكافتنى.
صادقی
سپس زمین را با شکافتنی (شایسته) شکافتیم.
شاکر (انگلیسی)
Then We cleave the earth, cleaving (it) asunder,