انصاریان
ای کاش همان مرگ اول [که مرا از دنیا به آخرت انتقال داد] کارم را یکسره می کرد [و در نیستی ابد قرارم می داد،]
آیتی
اى كاش همان مرگ مىبود و بس،
بهرامپور
اى كاش آن [مرگ] پايان دهندهى كار بود [و دوباره زنده نمىشدم]
فولادوند
اى كاش آن [مرگ] كار را تمام مىكرد.
الهی قمشهای
ای کاش مرگ مرا از چنگ این غصه و عذاب نجات میداد.
خرمشاهی
كاش آن [مرگ] يكسره بود
معزی
کاش میبود آن گذرنده
مجتبوی
اى كاش مرگ پاياندهنده كار بود.
صادقی
«ای کاش (قیامت هرگز) نبود.»
شاکر (انگلیسی)
O would that it had made an end (of me):