انصاریان
سقفش را برافراشت، پس آن را درست و نیکو قرار داد،
آیتی
سقفش را برافراشت و بپرداختش،
بهرامپور
سقفش را برافراشت و آن را سامان داد
فولادوند
سقفش را برافراشت و آن را [به اندازه معين] درست كرد،
الهی قمشهای
که سقفی بس بلند و محکم بنیان در کمال زیبایی استوار ساخت.
خرمشاهی
سقف آن را بلند بركشيد و آن را استوار كرد
معزی
برافراشت پوشش را پس بیاراستش
مجتبوی
سقفش را فراداشت و آن را راست و بسامان كرد.
صادقی
بلندای جذبشدهاش را بر افراشت، پس آن را سازمان داد.
شاکر (انگلیسی)
He raised high its height, then put it into a right good state.