انصاریان
نفس [طغیان گرش]، کشتن برادرش را در نظرش سهل و آسان جلوه داد، پس او را کشت و از زیانکاران شد.
آیتی
نفسش او را به كشتن برادر ترغيب كرد، و او را كشت و از زيانكاران گرديد.
بهرامپور
پس نفس [سركش او كمكم] وى را به قتل برادرش ترغيب كرد و او را كشت و از زيانكاران گرديد
فولادوند
پس نفس [اماره]اش او را به قتل برادرش ترغيب كرد، و وى را كشت و از زيانكاران شد.
الهی قمشهای
آن گاه (پس از این گفتگو) هوای نفس او را بر کشتن برادرش ترغیب نمود تا او را به قتل رساند و بدین سبب از زیانکاران گردید.
خرمشاهی
و نفس اماره او را وادار به كشتن برادرش كرد، و او را كشت، و از زيانكاران گرديد
معزی
پس بیاراست برای او دلش کشتن برادر خویش را پس کشت او را و گردید از زیانکاران
مجتبوی
پس نفس او كشتن برادرش را برايش بياراست و آسان نمود تا او را بكشت و از زيانكاران گشت.
صادقی
پس نفس (امّاره)اش برایش قتل برادرش را هموار و راهوار و (او را) وادار کرد؛ پس او را کشت و در نتیجه از زیانکاران شد.
شاکر (انگلیسی)
Then his mind facilitated to him the slaying of his brother so he slew him; then he became one of the losers