انصاریان
[فرمان آید] او را بگیرید و در غل و زنجیرش کشید،
آیتی
بگيريدش، زنجيرش كنيد.
بهرامپور
[پس فرمان رسد:] او را بگيريد و در زنجير كنيد
فولادوند
[گويند:] «بگيريد او را و در غل كشيد.
الهی قمشهای
(و خطاب قهر رسد که) او را بگیرید و در غل و زنجیر کشید.
خرمشاهی
[گويند] او را فرو گيريد و دربندش كنيد
معزی
بگیریدش پس به زنجیرش کشید
مجتبوی
[ندا آيد:] او را بگيريد و دربندش كنيد.
صادقی
(گفته شود:) «او را بگیرید و زنجیرش کنید.»
شاکر (انگلیسی)
Lay hold on him, then put a chain on him,