انصاریان
و عصایت را بیفکن. پس وقتی آن را دید که تند و سریع حرکت می کند، گویا ماری باریک و تیزرو است، پشت کنان گریخت و به پشت سر برنگشت. [ندا آمد:] ای موسی! پیش آی و مترس، بی تردید تو [از آسیب و گزند آن] در امانی،
آیتی
عصايت را بينداز. چون ديدش كه همانند مارى مىجنبد، گريزان بازگشت و به عقب ننگريست. اى موسى، پيش آى و مترس. تو در امان هستى.
بهرامپور
كه عصاى خود را بيفكن. پس چون ديد آن مثل مارى [به سرعت] مىخزد، به عقب بازگشت و به پشت سر نگاه نكرد. [خطاب شد:] اى موسى! پيش آى و مترس كه تو از ايمنانى
فولادوند
و [فرمود:] «عصاى خود را بيفكن.» پس چون ديد آن مِثْل مارى مىجنبد، پشت كرد و برنگشت. «اى موسى، پيش آى و مترس كه تو در امانى.»
الهی قمشهای
و تو (در این مقام) عصای خود بیفکن. چون (عصا افکند و) بر آن نگریست و دید که گویی اژدهایی مهیب و سبک خیز است رو به فرار نهاد و واپس نگردید. (در آن حال بدو خطاب شد) ای موسی پیش آی و مترس که تو از ایمنان هستی.
خرمشاهی
و عصايت را بينداز چون [انداخت و] آن را نگريست كه مىجنبيد گويى كه مارى بود، پشت كرد [و پا به فرار گذاشت] و برنگشت [گفته شد] اى موسى روى به اين سو كن و مترس، تو از ايمنانى
معزی
و آنکه بیفکن چوبدست خود را تا گاهی که نگریستش میجنبد مانند ماری سبکخیز برگشت روی گردان و به پشت ننگریست ای موسی بیا و نترس که توئی از ایمن شدگان
مجتبوی
و چوبدست خود را بيفكن، پس چون آن را ديد كه مانند مارى سبكخيز مىجنبد پشت كرده برگشت و به واپس ننگريست. [خداى گفت:] اى موسى، روى آر و مترس كه تو از ايمنانى.
صادقی
«و اینکه عصایت را بیفکن.» پس چون دید آن (عصا) مثل ماری میخزد، پشت کرد و هرگز برنگشت. (گفتیم:) «موسی! پیش آی و مترس، تو بیگمان از آرامشیافتگانی.»
شاکر (انگلیسی)
And saying: Cast down you staff. So when he saw it in motion as if it were a serpent, he turned back retreating, and did not return. O Musa! come forward and fear not; surely you are of those who are secure;