انصاریان
[اسب ها چنان توجه او را جلب کرده بودند که گفت:] آنها را به من بازگردانید. پس [برای نوازش آنها] به دست کشیدن به ساق ها و گردن های آنها پرداخت؛
آیتی
آن اسبان را نزد من بازگردانيد. پس به بريدن ساقها و گردنشان آغاز كرد.
بهرامپور
[گفت:] اسبها را نزد من باز آوريد، آنگاه بنا كرد به دست كشيدن بر ساقها و گردن آنها [به علامت وقف كردن]
فولادوند
[گفت: « اسبها] را نزد من باز آوريد.» پس شروع كرد به دست كشيدن بر ساقها و گردن آنها [و سرانجام وقف كردن آنها در راه خدا].
الهی قمشهای
آن گاه (با فرشتگان موکّل آفتاب) خطاب کرد که (به امر خدا) آفتاب را بر من بازگردانید (چون برگشت اداء نماز کرد) و شروع به دست کشیدن بر ساق و یال و گردن اسبان کرد (و همه را برای جهاد در راه خدا وقف کرد).
خرمشاهی
[سپس گفت] آنها را به نزد من باز گردانيد آنگاه به دست كشيدن بر ساقها و گردنهاى آنها پرداخت
معزی
بازگردانیدش بر من پس آغاز کرد دست سودن به ساقها و گردنها
صادقی
(گفت: ) «اسبها را نزد من باز آورید.» پس شروع کرد به دست کشیدن بر ساقها و گردنهایشان.
شاکر (انگلیسی)
Bring them back to me; so he began to slash (their) legs and necks.