انصاریان
تا [بارانی] از گِل سنگ بر آنان بفرستیم؛
آیتی
تا تكههاى كلوخ بر سرشان بباريم،
بهرامپور
تا سنگهايى از گل بر سرشان فرو فرستيم
فولادوند
تا سنگهايى از گِل رُس بر [سر] آنان فرو فرستيم.
الهی قمشهای
تا بر سر آنها از گل سنگباران کنیم.
خرمشاهی
تا بر آنان سنگوارهاى از گل فروباريم
معزی
تا بفرستیم بر ایشان سنگی از گِل
مجتبوی
تا بر آنها سنگى از گل- كلوخ- بفرستيم- فرو ريزيم-،
صادقی
«تا سنگهایی از گل بر (سر و سامان)شان فرو فرستیم.»
شاکر (انگلیسی)
That we may send down upon them stone of clay,