انصاریان
و برادرم هارون زبانش از من گویاتر است، پس او را همراه من بفرست که یاور و دستیارم باشد تا [در همه امور] مرا تصدیق کند؛ زیرا می ترسم [فرعون و فرعونیان] تکذیبم کنند.
آیتی
و برادرم هارون به زبان از من فصيحتر است، او را به مدد من بفرست تا مرا تصديق كند، كه بيم آن دارم كه دروغگويم شمارند.
بهرامپور
و برادرم هارون از من زبان آورتر است، پس او را با من به عنوان مددكار بفرست تا مرا تصديق كند همانا بيم آن دارم كه مرا تكذيب كنند
فولادوند
و برادرم هارون از من زبانآورتر است، پس او را با من به دستيارى گسيل دار تا مرا تصديق كند، زيرا مىترسم مرا تكذيب كنند.»
الهی قمشهای
و (با این حال اگر از رسالت ناگزیرم) برادرم هارون را نیز که ناطقهاش فصیحتر از من است با من یار و شریک درکار رسالت فرما تا مرا تصدیق و ترویج کند که میترسم این فرعونیان سخت تکذیب رسالتم کنند.
خرمشاهی
و برادرم هارون از من گشاده زبانتر است، او را ياور من بفرست كه به صدق من گواهى دهد كه من مىترسم مرا دروغگو بدانند
معزی
و برادرم هارون او روانتر است از من در زبان پس بفرستش با من کمکی که تصدیقم کند زیرا میترسم که مرا تکذیب کنند
مجتبوی
و برادرم هارون از من به زبان- سخن گفتن- شيواتر است، پس او را با من به مددكارى بفرست كه مرا تصديق كند- راستى و درستى دعوى مرا بيان كند-، زيرا مىترسم مرا دروغگو شمرند.
صادقی
«و برادرم هارون، او از من روشنبیانتر است. پس او را با من به دستیاری و بازداری گسیل دار تا مرا تصدیق کند. همواره من میترسم تکذیبم کنند.»
شاکر (انگلیسی)
And my brother, Haroun, he is more eloquent of tongue than I, therefore send him with me as an aider, verifying me: surely I fear that they would reject me.