انصاریان
جز این زندگی دنیای ما [زندگی دیگری] وجود ندارد، همواره [گروهی] می میریم و [گروهی دیگر] به دنیا می آییم، و ما پس از مرگ برانگیخته نخواهیم شد.
آیتی
جز همين زندگانى دنيوى ما هيچ نيست، به دنيا مىآييم و مىميريم و ديگربار زنده نمىشويم.
بهرامپور
جز همين زندگانى دنيوى ما، هيچ نيست [گروهى] مىميريم و [و گروهى به جاى آنها] زنده مىشويم و ما [مجددا] زنده شدنى نيستيم
فولادوند
جز اين زندگانى دنياى ما چيزى نيست. مىميريم و زندگى مىكنيم و ديگر برانگيخته نخواهيم شد.
الهی قمشهای
زندگانی جز این چند روزه حیات دنیایمان بیش نیست که زنده شده و خواهیم مرد و دیگر هرگز برانگیخته نخواهیم شد.
خرمشاهی
اين جز زندگانى دنياى ما نيست كه [بعضى] مىميريم و [بعضى] زندگى مىكنيم، و ما [هرگز] برانگيختنى نيستيم
معزی
نیست آن جز زندگانی نزدیک ما میمیریم و زنده میشویم و نیستیم برانگیختگان
مجتبوی
زندگانى جز همين زندگى دنيا نيست، مىميريم و مىزييم- نسل بعد از نسل- و ما [هرگز پس از مرگ] برانگيخته نمىشويم.
صادقی
«زندگی جز این زندگانی دنیای ما نیست (که) میمیریم و زنده میشویم و (دیگر) ما از برانگیختهشدگان نیستیم.»
شاکر (انگلیسی)
There is naught but our life in this world; we die and we live and we shall not be raised again.