انصاریان
[به او گفتیم:] با پایت به زمین بکوب، این آبی است برای شسشتو، آبی سرد و آشامیدنی.
آیتی
پايت را بر زمين بكوب: اين آبى است براى شستشو و سرد براى آشاميدن.
بهرامپور
[به او گفتيم:] با پاى خود [به زمين] بكوب، اينك اين [چشمهسار] شستشوگاهى است خنك و نوشيدنى
فولادوند
[به او گفتيم:] «با پاى خود [به زمين] بكوب، اينك اين چشمهسارى است سرد و آشاميدنى.»
الهی قمشهای
(خطاب کردیم که) پای به زمین زن (زد و چشمه آبی پدید آمد، گفتیم) این آبی است سرد برای شستشو و نوشیدن (در آن شستشو کن و از آن بیاشام تا از هر درد و الم بیاسایی).
خرمشاهی
[گفتيم] پايت را به زمين بزن، اينك اين شستنگاهى است سرد و نوشيدنى
معزی
فرو بر پای خویش را این است شستشوگاهی خنک و نوشابه
مجتبوی
[او را گفتيم:] پاى خود بر زمين بزن، [پس پاى بر زمين زد و چشمهاى پديد آمد، او را گفتيم:] اين آبى است خنك براى شستوشو- كه خود را بشويى- و آشاميدنى [خنك]- كه بنوشى-.
صادقی
(به او گفتیم:) «با پای خود روان شو (که) این، شستنگاهی سرد و آشامیدنی است.»
شاکر (انگلیسی)
Urge with your foot; here is a cool washing-place and a drink.