انصاریان
و [به او گفتیم: چون سوگند خورده ای که همسرت را برای اینکه تو را در امور معنوی ناراحت کرده بود، صد تازیانه بزنی] با دستت بسته ای ترکه خشک برگیر و همسرت را با آن بزن، و سوگندت را مشکن. بی تردید ما او را شکیبا یافتیم. چه نیکو بنده ای! یقیناً بسیار رجوع کننده به سوی ما بود.
آیتی
دستهاى از چوبهاى باريك به دست گير و با آن بزن و سوگند خويش را مشكن. او را بندهاى صابر يافتيم. او كه همواره روى به درگاه ما داشت چه نيكو بندهاى بود.
بهرامپور
[و به او گفتيم براى وفا به سوگند:] يك دستهاى تركه به دستت برگير و [همسرت را] با آن بزن و سوگند مشكن. همانا ما او را صبور يافتيم. چه نيكو بندهاى بود! به راستى او بسيار [به سوى خدا] بازگشت كننده بود
فولادوند
[و به او گفتيم:] «يك بسته تركه به دستت برگير و [همسرت را] با آن بزن و سوگند مشكن.» ما او را شكيبا يافتيم. چه نيكوبندهاى! به راستى او توبهكار بود.
الهی قمشهای
و (ایوب را گفتیم) دستهای از چوبهای باریک (خرما) به دست گیر و (بر تن زن خود که بر زدنش قسم یاد کردی) بزن و عهد و قسمت را نشکن (و زن را هم بی گناه نیازار) ما ایوب را بنده صابری یافتیم، نیکو بندهای بود که دایم رجوع و توجهش به درگاه ما بود.
خرمشاهی
و [به او به رعايت عهدى كه كرده بود، گفتيم] دستهاى چوب تركه به دستت بگير، و با آن [همسرت را فقط يك بار] بزن، و سوگند مشكن، ما او را شكيبا يافتيم، چه نيكو بندهاى كه تواب بود
معزی
و بگیر با دست خویش دستهای (بستهای) پس بزن بدان و سوگند نشکن همانا یافتیمش شکیبائی چه خوب بندهای است او همانا او است بسیار بازگشتکننده
مجتبوی
و به دست خود دستهاى گياه برگير پس با آن بزن و سوگند مشكن. ما او را شكيبا يافتيم، نيك بندهاى بود، همانا بسيار بازگردنده [به ما] بود.
صادقی
و (به او گفتیم:) «یک بسته ترکهی نازک نرم به دستت بگیر. پس (همسرت را) با آن (به نرمی) بزن و سوگند(ت) را مشکن.» ما همواره او را شکیبا یافتیم. چه نیکو بندهای! بهراستی او بسیار بازگشتکننده (سوی ما) است.
شاکر (انگلیسی)
And take in your hand a green branch and beat her with It and do not break your oath; surely We found him patient; most excellent the servant! Surely he was frequent in returning (to Allah).