انصاریان
و چه بسیار شهرها را در حالی که اهلش ستمکار بودند، هلاک کردیم، پس [به سبب نزول عذاب سقف های خانه هایشان خراب شده و دیوارهایشان بر] سقف ها فرو ریخته است و [چه بسیار] چاه های پر آب [که به سبب نابود شدن مالکانش] متروک افتاده و کاخ ها و قصرهای برافراشته [ومحکمی که بی ساکن و بی صاحب مانده است.]
آیتی
چه بسيار قريههايى ستم پيشه را هلاك كرديم و سقفهايشان فروريخت و چه بسيار چاهها كه بيكاره ماند و قصرهاى رفيع گچكارى شده، بىصاحب.
بهرامپور
و چه بسيار شهرها را كه ستمكار بودند هلاكشان كرديم، و اينك آن شهرها بر سقفهايش فرو ريخته است، و بسا چاههاى آب كه رها شده و قصرهاى افراشته [كه بىصاحب ماندهاند]
فولادوند
و چه بسيار شهرها را -كه ستمكار بودند- هلاكشان كرديم و [اينك] آن [شهرها] سقفهايش فرو ريخته است، و [چه بسيار] چاههاى متروك و كوشكهاى افراشته را.
الهی قمشهای
پس چه بسیار شهر و دیاری که ما اهلش را در آن حال که به ظلم و ستم مشغول بودند به خاک هلاک نشاندیم و اینک آن شهرها از بنیاد ویران است و چه چاه و قناتهای آب که معطل بماند و چه قصرهای عالی بیصاحب گشت.
خرمشاهی
و چه بسيار شهرها را كه چون [مردمش] ستمكار بود، نابود كرديم، و سقفها و ديوارهايش فروريخته است، و چه بسيار چاها كه بىرونق مانده، و نيز چه بسيار قصر استوار و سر به فلك كشيده
معزی
و بسا شهری که نابودش کردیم و او است ستمگر پس آن است فرود آمده بر پایههای خود و چاهی ویران و کاخی افراشته
مجتبوی
چه بسا شهرها و آباديها را كه [اهل آنها] ستمكار بودند نابود كرديم، پس [ديوارهاى] آن آباديها بر سقفهايش فروافتاده و بسا چاه رها كرده و كوشكهاى بلند گچكارى شده [بىصاحب] بازمانده است.
صادقی
پس چه بسیار از مجتمعاتی را که در حال ستمکاریشان هلاکشان کردیم. در نتیجه سقفهای جایگاههایشان زیر و زبر شد و (بسا) چاهی متروک و قصری سختبنیان و افراشته را (نیز ویران کردیم).
شاکر (انگلیسی)
So how many a town did We destroy while it was unjust, so it was fallen down upon its roofs, and (how many a) deserted well and palace raised high.