انصاریان
و [یاد کنید] هنگامی را که شیطان اعمالشان را [که در راه دشمنی با پیامبر و لشکرکشی بر ضد اهل ایمان بود] در نظرشان آراست و گفت: امروز [به سبب جمعیت بسیار و آرایش جنگی شما] هیچ کس از مردمان [با ایمان] پیروز شونده بر شما نیست، و من پناه دهنده به شمایم، ولی زمانی که دو گروه [مؤمن و مشرک] با یکدیگر برخورد کردند، به عقب برگشت و پا به فرار گذاشت، و گفت: من از شما [یاران و پیروانم] بیزارم، من چیزی را [چون نزول فرشتگان] می بینم که شما نمی بینید، البته من از خدا می ترسم و خدا سخت کیفر است.
آیتی
شيطان كردارشان را در نظرشان بياراست و گفت: امروز از مردم كسى بر شما پيروز نمىشود و من پناه شمايم. ولى چون دو فوج روبهرو شدند او باز گشت و گفت: من از شما بيزارم، كه چيزهايى مىبينم كه شما نمىبينيد، من از خدا مىترسم كه او به سختى عقوبت مىكند.
بهرامپور
و [ياد كن] هنگامى را كه شيطان اعمال آنها را برايشان بيار است و گفت: امروز كسى از اين مردم بر شما پيروز نخواهد شد، و من يار و پناه شمايم. پس همين كه دو گروه، رويارو شدند [شيطان] به عقب برگشت و گفت: من از شما بيزارم، من [از حضور فرشتگان] چيزى را مى
فولادوند
و [ياد كن] هنگامى را كه شيطان اعمال آنان را برايشان بياراست و گفت: «امروز هيچ كس از مردم بر شما پيروز نخواهد شد، و من پناه شما هستم.» پس هنگامى كه دو گروه، يكديگر را ديدند [شيطان] به عقب برگشت و گفت: «من از شما بيزارم، من چيزى را مىبينم كه شما نمىبينيد، من از خدا بيمناكم.» و خدا سختكيفر است.
الهی قمشهای
و (یاد آر) آن گاه که شیطان کردار (زشت) آنان را در نظرشان زیبا نمود و گفت: امروز احدی از مردم بر شما غالب نخواهد گشت و من هنگام سختی یار و فریادرس شما خواهم بود (و بدین سخنان کفار قریش را مغرور کرد) تا آنگاه که دو سپاه (اسلام و کفر) روبرو شدند شیطان پای به فرار گذاشت و گفت که من از شما بیزارم، من قوایی (از فرشتگان آسمان) میبینم که شما نمیبینید و من از خدا میترسم، و عقاب خداوند بسیار سخت است.
خرمشاهی
چنين بود كه شيطان كارهاى ايشان را در نظرشان آراسته جلوه داد، و گفت امروز كسى از مردم بر شما پيروز نخواهد شد و من اماندهنده شما هستم، و چون دو گروه رو در رو شدند، به عقب برگشت و گفت من از شما برى و بركنار هستم، چرا كه من چيزى را مىبينم كه شما نمىبينيد، من از خداوند مىترسم و خداوند سخت كيفر است
معزی
و هنگامی که آراست برای ایشان شیطان کردار ایشان را و گفت نیست چیرهشونده شما را امروز از مردم و منم پشتیبان شما تا گاهی که دیدار کردند دو سپاه همدیگر را برگشت بر پاشنههای خود و گفت همانا بیزارم از شما چه میبینم آنچه را نمیبینید و همانا میترسم خدا را و خدا است سختشکنجه
مجتبوی
و آنگاه كه شيطان كارهاى آنها را برايشان بياراست و گفت: امروز از مردمان بر شما چيرهشوندهاى نيست و من پناه شمايم. و چون آن دو گروه روياروى شدند بر دو پاشنه خود گرديد- پشت كرد و گريخت- و گفت: من از شما بيزارم، من چيزى- فرشتگان يارىكننده مؤمنان- را مىبينم كه شما نمىبينيد، من از خداى مىترسم، و خدا سخت كيفر است.
صادقی
و چون شیطان اعمالشان را برایشان بیاراست و گفت: «امروز هیچ کس از مردمان بر شما پیروز نیست و من همواره همسایهای برای شما هستم.» پس هنگامی که دو گروه، یکدیگر را دیدند (شیطان) کلاّ پشت کرد و گفت: «من از شما بیزارم، من همواره چیزی را میبینم که شما نمیبینید. من بسی از خدا بیمناکم.» و خدا سختکیفر است.
شاکر (انگلیسی)
And when the Shaitan made their works fair seeming to them, and said: No one can overcome you this day, and surely I am your protector: but when the two parties came in sight of each other he turned upon his heels, and said: Surely I am clear of you, surely I see what you do not see, surely I fear Allah; and Allah is severe in requiting (evil).