انصاریان
تا به وسیله آن سرزمینی مرده را زنده کنیم و آن را به آفریده های خود از دام ها ومردمان بسیار بنوشانیم.
آیتی
تا سرزمين مرده را بدان زندگى بخشيم و چارپايان و مردم بسيارى را كه آفريدهايم بدان سيراب كنيم.
بهرامپور
تا با آن زمين مرده را زنده كنيم و آن را به آفريدههاى خويش، چهارپايان و آدميان بسيار بنوشانيم
فولادوند
تا به وسيله آن سرزمينى پژمرده را زنده گردانيم و آن را به آنچه خلق كردهايم -از دامها و انسانهاى بسيار- بنوشانيم.
الهی قمشهای
تا به آن باران زمین خشک و مرده را زنده سازیم و آنچه آفریدیم از چهارپایان و آدمیان بسیار همه را از آن سیراب گردانیم.
خرمشاهی
تا بدان سرزمينى پژمرده را زنده گردانيم و آن را به چارپايان و مردمان بسيارى از آنان كه آفريدهايمشان مىنوشانيم
معزی
تا زنده سازیم بدان شهری مرده را و بنوشانیمش از آنچه آفریدیم به دامها و مردمی بسیار
مجتبوی
تا با آن سرزمين مرده را زنده كنيم و آن را به آفريدههاى خويش، چهارپايان و آدميان بسيار، بنوشانيم.
صادقی
تا به (وسیلهی) آن شهری مرده (و مرگبار) را زنده کنیم و - در شمار آفریدگانمان - حیواناتی نعمتوار و انسانهایی بسیار را (از این آب) بنوشانیم.
شاکر (انگلیسی)
That We may give life thereby to a dead land and give it for drink, out of what We have created, to cattle and many people.