انصاریان
مگر نه این است که من از این کسی که خوار و بی مقدار است و نمی تواند روشن و گویا سخن گوید، بهترم؟
آیتی
آيا من بهترم يا اين مرد خوار ذليل كه درست سخنگفتن نتواند؟
بهرامپور
بلكه من از اين مردى كه بىمقدار است و قادر بر بيان نيست بهترم
فولادوند
آيا [نه] من از اين كس كه خود بىمقدار است و نمىتواند درست بيان كند بهترم؟
الهی قمشهای
بلکه من (به ریاست و سلطنت) بهترم تا چنین مرد فقیر خواری که هیچ منطق و بیان روشنی ندارد؟
خرمشاهی
بلكه من بهترم از اين كسى كه بىمقدار است، و نزديك نيست كه سخن واضح بگويد
معزی
بلکه من بهترم از آن که او است زبون و نیارد که گویا گردد
مجتبوی
بلكه من بهترم از اين [مرد] كه خوار و زبون است و نمىتواند سخن را روشن بيان كند.
صادقی
«یا من بهترم از این کس ]:موسی[ که (هم) او بسی بیمقدار است و نزدیک به این (هم) نیست (که خود را و افکارش را) نشان دهد؟»
شاکر (انگلیسی)
Nay! I am better than this fellow, who is contemptible, and who can hardly speak distinctly: