انصاریان
پس کار [آیین] خود را میان خویش قطعه قطعه کردند [و گروه گروه شدند]، در حالی که هر گروهی به آن [آیینی] که نزد آنان است خوشحال و شادمانند [که آیینشان بر حق است.]
آیتی
پس دين خود را فرقهفرقه كردند و هر فرقهاى به روشى كه برگزيده بود دلخوش بود.
بهرامپور
ولى آنها دينشان را ميان خود شعبهها كردند و [فرقهها شدند كه] هر فرقهاى به آنچه نزدشان است دلخوشاند
فولادوند
تا كار [دين]شان را ميان خود قطعه قطعه كردند [و] دسته دسته شدند: هر دستهاى به آنچه نزدشان بود، دل خوش كردند.
الهی قمشهای
آنگاه مردم (با وجود این سفارش خدا) امر (دین) خود را پاره پاره کردند (و در آیین، فرقه فرقه شدند) و هر گروهی به آنچه نزد خود پسندیدند دلخوش گشتند.
خرمشاهی
ولى آنان در كارشان، در ميان خود اختلاف و تفرقه يافتند، هر گروهى به آنچه در دست دارد، شادمان است
معزی
پس پخش کردند کار خود را میان خود نامههائی هر حزبی است بدانچه نزد ایشان است شادمان
مجتبوی
ولى كار [دين] خويش ميان خود پاره پاره كردند. هر گروهى به آنچه نزدشان است دلخوشند.
صادقی
پس (آنگاه) کار (دین)شان را میان خودشان (با) نوشتههایی گوناگون قطعه قطعه کردند (و) هر دستهای به آنچه نزدشان است، خوش(حال)اند.
شاکر (انگلیسی)
But they cut off their religion among themselves into sects, each part rejoicing in that which is with them.