انصاریان
[آری، از هر معبودی] به غیر او [بیزارم] پس همه شما بر ضد من نیرنگ بزنید، سپس مهلتم ندهید.
آیتی
همگى به حيلهگرى بر ضد من برخيزيد و مرا مهلت مدهيد.
بهرامپور
پس همگى [در باره] من نيرنگ كنيد سپس مهلتم ندهيد
فولادوند
پس، همه شما در كار من نيرنگ كنيد و مرا مهلت مدهيد.
الهی قمشهای
شما هم هر فکر و تدبیری در کار من دارید بیندیشید و هیچ مهلتم ندهید.
خرمشاهی
پس همگى در حق من هر كيد و مكرى كه داريد به كار بريد، و مهلتم مدهيد
معزی
جز خدا پس آهنگ من کنید همگی و سپس مهلتم ندهید
مجتبوی
از غير او- خداى يگانه-، پس همگى در باره من چارهانديشى و بدسگالى كنيد و مهلتم مدهيد
صادقی
«بجز او(خدایی نیست). پس همگان در کار من نیرنگ کنید، و سپس مرا مهلت (هم) مدهید.»
شاکر (انگلیسی)
Besides Him, therefore scheme against me all together; then give me no respite: