انصاریان
این [همه برای پرهیزکاران است]، و مسلماً برای سرکشان، بدترین بازگشتگاه خواهد بود.
آیتی
چنين است. و سركشان را بدترين بازگشتهاست.
بهرامپور
اين است [حال بهشتيان] و [امّا] براى طغيانگران واقعا بدترين بازگشتگاه است
فولادوند
اين است [حال بهشتيان] و [اما] براى طغيانگران واقعاً بد فرجامى است.
الهی قمشهای
حقیقت حال خوبان این است، و اهل کفر و طغیان را بدترین منزلگاه است.
خرمشاهی
چنين است، و سركشان را بدترين سرانجام است
معزی
این و همانا گردنکشان را است بد بازگشتگاهی
مجتبوی
اين است [پاداش پرهيزگاران]، و هر آينه سركشان را بدترين بازگشتى- سرانجامى بد- است،
صادقی
این است (حال بهشتیان) و (امّا) برای طغیانگران بیگمان بدترین بازگشتی است،
شاکر (انگلیسی)
This (shall be so); and most surely there is an evil resort for the inordinate ones;