انصاریان
پس [همه] بت ها را قطعه قطعه کرد و شکست مگر بت بزرگشان را که [برای درک ناتوانی بت ها] به آن مراجعه کنند.
آیتی
آنها را خرد كرد. مگر بزرگ ترينشان را، تا مگر به آن رجوع كنند.
بهرامپور
پس آنها را خرد كرد، جز بزرگشان را، تا به سوى او مراجعه كنند [كه حق را روشن كند]
فولادوند
پس آنها را -جز بزرگترشان را- ريز ريز كرد، باشد كه ايشان به سراغ آن بروند.
الهی قمشهای
(در آن موقع به بتخانه شد) و همه بتها را درهم شکست به جز بت بزرگ آنها را تا (در مقام شکایت) به او رجوع کنند.
خرمشاهی
آنگاه آنها را خرد و ريز كرد، مگر بزرگترشان را، باشد كه به او روى آورند
معزی
پس گردانیدشان پارههائی مگر بزرگی برای ایشان شاید بسوی او بازگردند
مجتبوی
پس آنها را خرد كرد مگر بت بزرگشان را تا مگر به آن- يا به او يعنى ابراهيم- بازگردند.
صادقی
پس آنان را - جز بزرگشان را - شکسته و تکه تکه کرد، شاید ایشان سوی آن [:بزرگ] برگردند.
شاکر (انگلیسی)
So he broke them into pieces, except the chief of them, that haply they may return to it.