انصاریان
و بر آن زنده ای که هرگز نمی میرد توکل کن، و او را همراه با ستایش تسبیح گوی، و کافی است که او به گناهان بندگانش آگاه باشد.
آیتی
و بر آن زندهاى كه نمىميرد توكل كن و به ستايش او تسبيح گوى و او خود براى آگاهى از گناهان بندگانش كافى است.
بهرامپور
و بر آن زنده كه نمىميرد توكل كن و به ستايش او تسبيح گوى و همين بس كه او به گناهان بندگانش آگاه است
فولادوند
و بر آن زنده كه نمىميرد توكل كن و به ستايش او تسبيح گوى؛ و همين بس كه او به گناهان بندگانش آگاه است.
الهی قمشهای
و تو بر خدای زنده ابدی که هرگز نمیرد توکل کن و به ستایش ذات او وی را تسبیح و تنزیه گو، و هم او که به گناه بندگانش کاملا آگاه است کفایت است (هر که را بخواهد میبخشد و هر که را بخواهد مؤاخذه میکند).
خرمشاهی
و بر [خداوند] زندهاى كه نمىميرد توكل كن و شاكرانه او را تسبيح گوى و او به گناهان بندگانش بس آگاه است
معزی
و توکّل کن بر زندهای که نمیرد و تسبیح کن به سپاسگزاریش و بس است او به گناهان بندگان خویش آگاه
مجتبوی
و بر آن زندهاى توكل كن كه هرگز او را مرگ نباشد و او را همراه با سپاس و ستايش به پاكى ياد كن، و او به گناهان بندگان خويش آگاهى بسنده است.
صادقی
و بر (آن خدای) زندهای - که نمیمیرد - توکل کن و با ستایشش او را تسبیح نمای؛ و (هم) او بس است که به گناهان بندگانش بسی آگاه است.
شاکر (انگلیسی)
And rely on the Ever-living Who dies not, and celebrate His praise; and Sufficient is He as being aware of the faults of His servants,