انصاریان
و بارانی از [سنگ گِل] بر آنان باراندیم، پس بد بود باران بیم داده شدگان.
آیتی
بارانى بر آنها بارانيديم و باران تهديدشدگان چه بد بارانى است.
بهرامپور
و باران [عذاب] برايشان بارانديم و باران بيم داده شدگان، بد بارانى است
فولادوند
و بارانى [از سجّيل] بر ايشان فرو باريديم، و باران هشداردادهشدگان، چه بد بارانى بود.
الهی قمشهای
و بر سر آنها سنگهای هلاک باراندیم و بسیار بد باران هلاکتی است باران آن قوم بدکار.
خرمشاهی
و بر آنان بارانى [از سنگ] بارانديم، و باران [بلاى] هشداريافتگان چه بد است
معزی
و باریدیم بر آنان بارانی پس چه زشت است باران بیمدادگان
مجتبوی
و بر آنها بارانى [از سنگ] باريديم پس بد است باران بيمشدگان.
صادقی
و بارانی (شدید از سنگ گل) بر سر (و سامان)شان فرو بارانیدیم. پس بارانِ هشداردادهشدگان چه بد بود.
شاکر (انگلیسی)
And We rained on them a rain, and evil was the rain of those who had been warned.