انصاریان
آن گاه سرافکنده و شرمسار شدند [ولی از روی ستیزه جویی به ابراهیم گفتند:] مسلماً تو می دانی که اینان سخن نمی گویند.
آیتی
آنگاه به حيرت سر فرو داشتند و گفتند: تو خود مىدانى كه اينان سخن نمىگويند.
بهرامپور
سپس سر افكنده شدند [و گفتند:] تو خوب مىدانى كه اينها سخن نمىگويند
فولادوند
سپس سرافكنده شدند [و گفتند:] «قطعاً دانستهاى كه اينها سخن نمىگويند.»
الهی قمشهای
و سپس همه سر به زیر شدند و گفتند: تو میدانی که این بتان را نطق و گویایی نیست.
خرمشاهی
سپس سرهايشان را تكان دادند [و گفتند] خوب مىدانى كه اينها سخن نمىگويند
معزی
پس سرافکنده آمدند که تو دانستی اینان سخن نگویند
مجتبوی
آنگاه نگونسار شدند [و گفتند:] هر آينه تو مىدانى كه اينان سخن نمىگويند.
صادقی
سپس سرافکنده شدند (و گفتند:) «بهراستی و درستی دانستهای که اینها سخن نمیگویند.»
شاکر (انگلیسی)
Then they were made to hang down their heads: Certainly you know that they do not speak.