انصاریان
گفت: بلکه شما بیفکنید. پس [چون افکندند] ناگهان ریسمان ها و چوب دستی هایشان بر اثر جادویشان در خیال، چنان وانمود شد که با سرعت به راه افتادند.
آیتی
گفت: شما بيفكنيد. ناگهان از جادويى كه كردند چنان در نظرش آمد كه آن رسنها و عصاها به هر سو مىدوند.
بهرامپور
گفت: [نه] بلكه شما بيندازيد. پس ناگاه ريسمانها و چوبدستىهايشان از جادوى آنان چنان به نظر او آمد كه آنها به شتاب مىخزند
فولادوند
گفت: «[نه،] بلكه شما بيندازيد.» پس ناگهان ريسمانها و چوبدستىهايشان، بر اثر سِحْرشان، در خيال او، [چنين] مىنمود كه آنها به شتاب مىخزند.
الهی قمشهای
موسی گفت: شما اول بساط خود درافکنید، (آنها بساط خویش افکندند) که ناگاه در اثر سحر آنان رسنها و چوبهاشان پنداشتی در نظر به جنبش و رفتار آمد.
خرمشاهی
گفت شما بيندازيد، و [انداختند و] ناگهان از جادوى آنان چنين به نظرش آمد كه ريسمانهايشان و چوبدستىهايشان [مار شده و] جنب و جوش دارد
معزی
گفت بلکه بیفکنید که ناگهان رسنها و عصاهای ایشان به گمان میآمدش از جادوی ایشان که میدوند
مجتبوی
گفت: بلكه شما بيفكنيد. پس ناگاه ريسمانها و چوبدستيهاشان از جادوى آنان به او
صادقی
گفت: « (نه،) بلکه شما بیفکنید.» پس ناگهان ریسمانها و چوبدستیهایشان از (اثر) سحرشان، در خیال او (چنان) مینمود که بهراستی آنها میشتابند.
شاکر (انگلیسی)
He said: Nay! cast down. then lo! their cords and their rods-- it was imaged to him on account of their magic as if they were running.