انصاریان
اوست که زنده می کند و می میراند، و چون پدید آمدن چیزی را اراده کند، فقط به آن می گوید: باش. پس بی درنگ موجود می شود.
آیتی
اوست كه زنده مىكند و مىميراند. و چون اراده چيزى كند مىگويدش: موجود شو. پس موجود مىشود.
بهرامپور
اوست كه زنده مىكند و مىميراند، و چون به كارى حكم كند، تنها به آن مىگويد: باش، پس مىشود
فولادوند
او همان كسى است كه زنده مىكند و مىميراند، و چون به كارى حكم كند، همين قدر به آن مىگويد: «باش.» بىدرنگ موجود مىشود.
الهی قمشهای
اوست خدایی که (خلائق را) زنده میکند و میمیراند و چون به خلقت چیزی حکم نافذ و مشیّت کاملش تعلّق گیرد به محض اینکه گوید: موجود باش، بیدرنگ موجود میشود.
خرمشاهی
او كسى است كه زنده مىدارد و مىميراند و چون امرى را اراده كند، فقط به آن مىگويد موجود شو، و بىدرنگ موجود مىشود
معزی
او است آنکه زنده کند و بمیراند و گاهی که بگذراند کاری را جز این نیست که بگویدش بشو پس میشود
مجتبوی
اوست آن كه زنده كند و بميراند، و چون كارى را [خواهد و] حكم كند، همانا آن را گويد: باش، پس مىباشد.
صادقی
او همان کسی است که زنده میکند و میمیراند. پس چون به چیزی حکم کند، همین قدر به آن میگوید: «شو» ، پس (بیدرنگ) میشود.
شاکر (انگلیسی)
He it is Who gives life and brings death, so when He decrees an affair, He only says to it: Be, and it is.