انصاریان
گفتند: به خدا آن قدر از یوسف یاد می کنی تا سخت ناتوان شوی یا جانت را از دست بدهی.
آیتی
گفتند: به خدا سوگند پيوسته يوسف را ياد مىكنى تا بيمار گردى يا بميرى.
بهرامپور
گفتند: به خدا سوگند، تو پيوسته يوسف را ياد مىكنى تا سر انجام يا بيمارى شوى يا خود را هلاك كنى
فولادوند
[پسران او] گفتند: «به خدا سوگند كه پيوسته يوسف را ياد مىكنى تا بيمار شوى يا هلاك گردى.»
الهی قمشهای
فرزندانش (به ملامت) گفتند: به خدا سوگند که تو آن قدر دائم یوسف یوسف کنی تا از غصه فراقش مریض شوی و یا خود را به دست هلاک سپاری.
خرمشاهی
گفتند به خدا پيوسته يوسف را ياد مىكنى تا زار و نزار يا نابود شوى
معزی
گفتند به خدا ترک نکنی یاد کردن یوسف را تا بیماری فسرده گردی یا بشوی از نابودشدگان
مجتبوی
گفتند: به خدا سوگند كه تو پيوسته يوسف را ياد مىكنى تا سخت بيمار شوى يا از هلاكشدگان گردى.
صادقی
(پسران) گفتند: «به خدا سوگند که پیوسته یوسف را یاد میکنی تا به پرتگاه هلاکت افتی یا (در پایان) از هلاکشدگان باشی.»
شاکر (انگلیسی)
They said: By Allah! you will not cease to remember Yusuf until you are a prey to constant disease or (until) you are of those who perish.