انصاریان
سپس آشکار و پنهان آنان را خواندم.
آیتی
باز به آشكار گفتم و در نهان گفتم.
بهرامپور
و آنگاه باز من به آنها علنى گفتم و در خلوت و خصوصى نيز به ايشان گفتم
فولادوند
باز من به آنان اعلام نمودم و در خلوت [و] پوشيده نيز به ايشان گفتم.
الهی قمشهای
و آن گاه آشکار و علنی خواندم و در خلوت و پنهانی خواندم (به هیچ وجه اثری نکرد).
خرمشاهی
آنگاه آشكارا به ايشان گفتم و پنهانى به ايشان گفتم
معزی
پس آشکار ساختم برای ایشان و نهان داشتم نهانداشتنی
مجتبوی
باز آنها را آشكارا بگفتم و در نهان بگفتم.
صادقی
«سپس بهدرستی برایشان اعلان کردم و در نهان و پنهان برایشان همی اندرز دادم.»
شاکر (انگلیسی)
Then surely I spoke to them in public and I spoke to them in secret: