🏠 فهرست 📖 سوره کامل ← آیه قبل آیه بعد →

سوره یوسف — آیه 96

ترجمه مکارم شیرازی • 111 آیه در این سوره
فَلَمَّا أَنْ جَاءَ الْبَشِيرُ أَلْقَاهُ عَلَىٰ وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيرًا ۖ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿96﴾
امّا هنگامی که بشارت دهنده فرا رسید، آن (پیراهن) را بر صورت او افکند؛ ناگهان بینا شد! گفت: «آیا به شما نگفتم من از خدا چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌دانید؟!»
سوره 12 — آیه 96

📚 ترجمه‌های دیگر این آیه

انصاریان
پس هنگامی که مژده رسان آمد، پیراهن را بر صورت او افکند و او دوباره بینا شد، گفت: آیا به شما نگفتم که من از خدا حقایقی می دانم که شما نمی دانید؟
آیتی
چون مژده‌دهنده آمد و جامه بر روى او انداخت، بينا گشت. گفت: آيا نگفتمتان كه آنچه من از خدا مى‌دانم شما نمى‌دانيد؟
بهرام‌پور
پس چون مژده‌رسان آمد، آن پيراهن را بر صورت او انداخت و او بينا شد. گفت: آيا به شما نگفتم كه من از [الطاف‌] خدا آن مى‌دانم كه شما نمى‌دانيد
فولادوند
پس چون مژده‌رسان آمد، آن [پيراهن‌] را بر چهره او انداخت، پس بينا گرديد. گفت: «آيا به شما نگفتم كه بى‌شك من از [عنايت‌] خدا چيزهايى مى‌دانم كه شما نمى‌دانيد؟»
الهی قمشه‌ای
پس از آنکه بشیر آمد (و بشارت یوسف آورد) پیراهن او را به رخسارش افکند و دیده انتظارش (به وصل) روشن شد، گفت: به شما نگفتم که از (لطف) خدا به چیزی آگاهم که شما آگه نیستید؟!
خرمشاهی
و چون [پيك‌] مژده‌آور آمد، آن [پيراهن‌] را بر روى او [يعقوب‌] انداخت و بينا گشت گفت آيا به شما نگفته بودم كه من از [عنايت‌] خداوند چيزى مى‌دانم كه شما نمى‌دانيد
معزی
و هنگامی که آمد مژده‌رسان بیفکندش بر روی او پس برگشت بینا گفت آیا نگفتم به شما که می‌دانم از خدا آنچه را نمی‌دانید
مجتبوی
و چون مژده‌رسان بيامد، آن
صادقی
پس هنگامی که مژده‌رسان آمد، آن (پیراهن) را بر چهره‌اش انداخت (و یعقوب) به بیناییش برگشت. گفت: «آیا به شما نگفتم (که) بی‌شک من از (عنایت) خدا چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌دانید؟»
شاکر (انگلیسی)
So when the bearer of good news came he cast it on his face, so forthwith he regained his sight. He said: Did I not say to you that I know from Allah what you do not know?