انصاریان
و زمین را به [جوشیدن] چشمه هایی [پر آب] شکافتیم؛ پس آبِ آسمان و زمین برای کاری که مقدّر شده بود به هم پیوستند،
آیتی
و از زمين چشمهها شكافتيم تا آب به آن مقدار كه مقدر شده بود گرد آمد.
بهرامپور
و زمين را به صورت چشمههايى شكافتيم تا آب [زمين و آسمان] براى امرى كه تقدير شده بود به هم پيوست
فولادوند
و از زمين چشمهها جوشانيديم تا آب [زمين و آسمان] براى امرى كه مقدّر شده بود به هم پيوستند.
الهی قمشهای
و در زمین چشمهها جاری ساختیم تا آب آسمان و زمین با هم به طوفانی که مقدّر حتمی بود اجتماع یافت.
خرمشاهی
و از زمين چشمههايى بر شكافتيم، سپس آب [بسيار] براى كارى كه مقدر بود، به هم بر آمد
معزی
و بشکافتیم زمین را چشمههائی پس به هم پیوستند آبها بر کاری مقدّرشده
مجتبوی
و زمين را به چشمههاى روان بشكافتيم پس آب [آسمان و زمين] بر كارى مقدر فراهم آمد.
صادقی
و زمین را با انفجاری سراسری تبدیل به چشمههایی کردیم. پس آب (فراگیر) بر کاری که بهراستی مقدر شده بود در رسید.
شاکر (انگلیسی)
And We made water to flow forth in the land in springs, so the water gathered together according to a measure already ordained.