انصاریان
[با این همه] به آن ایمان نمی آورند، و البته روش پیشینیان هم [در مسخره کردن آیات خدا و استهزای پیامبران] به همین صورت بوده است.
آیتی
به آن ايمان نمىآورند و سنت پيشينيان چنين بوده است.
بهرامپور
[با اين حال] به آن ايمان نمىآورند، و روش پيشينيان نيز [بر اين] رفته است [كه پيامبران را تكذيب مىكردند]
فولادوند
[كه] به او ايمان نمىآورند، و راه [و رسم] پيشينيان پيوسته چنين بوده است.
الهی قمشهای
لیکن به آن ایمان نمیآورند، و البته عادت امم سابقه هم (مانند امت تو بر همین انکار و استهزا نسبت به رسولان و کتب آسمانی) گذشت.
خرمشاهی
[كه] به آن ايمان نمىآورند، و سنت پيشينيان [نيز چنين] گذشته است
معزی
ایمان نیارند بدان حالی که گذشت آئین پیشینیان
مجتبوی
[و حال آنكه] به آن ايمان نمىآورند، و آيين و روش پيشينيان [بر اين] رفته است [كه پيامبران را تكذيب و نعمت خداوند را ناسپاسى كنند].
صادقی
بدان ایمان نمیآورند، و راه و رسم پیشینیان پیوسته چنان بوده است.
شاکر (انگلیسی)
They do not believe in it, and indeed the example of the former people has already passed.