انصاریان
و آنان را بر من ادعای جرمی است که می ترسم [به سبب آن] مرا بکشند.
آیتی
و بر من به گناهى ادعايى دارند، مىترسم كه مرا بكشند.
بهرامپور
و آنان بر گردن من خونى دارند، پس مىترسم مرا بكشند
فولادوند
و [از طرفى] آنان بر [گردن] من خونى دارند و مىترسم مرا بكشند.»
الهی قمشهای
و بر من از این قوم (قبطی) گناهی است که میترسم به قتلم رسانند.
خرمشاهی
و آنان را بر من [ادعاى] گناهى هست، لذا مىترسم كه مرا بكشند
معزی
و ایشان را است بر من گناهی و ترسم مرا بکشند
مجتبوی
و آنان را بر من [دعوى] گناهى است، از اين رو مىترسم مرا بكشند.
صادقی
«و (از طرفی دیگر) برای آنان بر گردن من (در کشتن شخصی فرعونی) پیامدی بد است، پس میترسم مرا بکشند.»
شاکر (انگلیسی)
And they have a crime against me, therefore I fear that they may slay me.