انصاریان
که زیر نظر ما روان بود. [و این] پاداشی بود برای کسی که مورد تکذیب قرار گرفته بود.
آیتی
زير نظر ما روان شد. اين بود جزاى كسانى كه كفر ورزيدند.
بهرامپور
[كشتى] زير نظر ما مىرفت، [اين] پاداش كسى بود كه مورد انكار واقع شده بود
فولادوند
[كشتى] زير نظر ما روان بود. [اين] پاداش كسى بود كه مورد انكار واقع شده بود.
الهی قمشهای
که آن کشتی با نظر و حفظ و عنایت ما روان میگشت (و چنین کردیم) تا به نوح که مورد کفر و انکار قوم قرار گرفت پاداش دهیم.
خرمشاهی
كه زير نظر ما روان بود، اين پاداش كسى بود كه به او ناسپاسى كرده بودند
معزی
روان میشد پیش چشم ما پاداشی برای آنکه کفران شد
مجتبوی
كه به ديدار ما- زير نظر ما- مىرفت، تا پاداش كسى باشد كه به او كافر شدند- يعنى نوح
صادقی
حال آنکه (کشتی) زیر نظرهای (علم و توان و حکمت) ما روان است. (این) پاداش کسی بود که مورد انکار واقع شده بود.
شاکر (انگلیسی)
Sailing, before Our eyes, a reward for him who was denied.