انصاریان
این چنین نیست که می گویند، بلکه گناهانی که همواره مرتکب شده اند بر دل هایشان چرک و زنگار بسته است [که حقایق را افسانه می پندارند.]
آیتی
حقا، كه كارهايى كه كرده بودند بر دلهاشان مسلط شده است.
بهرامپور
چنين نيست [كه مىپندارند،] بلكه اعمالشان زنگارى بر دلهاشان گرديده است
فولادوند
نه چنين است، بلكه آنچه مرتكب مىشدند زنگار بر دلهايشان بسته است.
الهی قمشهای
چنین نیست، بلکه ظلمت ظلم و بد کاریهاشان بر دلهای تیره آنها غلبه کرده است (که قرآن را انکار میکنند).
خرمشاهی
چنين نيست، بلكه آنچه كردهاند بر دلهايشان زنگار نهاده است
معزی
نه چنین است بلکه چیره گشت بر دلهای آنها بودند فراهم میکردند
مجتبوی
نه چنان است [كه مىگويند] بلكه آنچه مىكردند- گناهانشان- بر دلهاشان چيره شده و آنها را پوشانده- يا زنگار بسته- است.
صادقی
هرگز (نه چنان است)! بلکه آنچه مرتکب میشدهاند زنگار بر دلهایشان بسته است.
شاکر (انگلیسی)
Nay! rather, what they used to do has become like rust upon their hearts.